من، دکتر فرهاد فرنقی، روانپزشک و رواندرمانگر، هستم؛ متولد تهران، بزرگشدهی سالهایی که به من آموخت انسان پیش از آنکه به درمان دیگران بپردازد، باید روح خودش را عمیقا بفهمد. از همان دوران کودکی، نگاه من به انسان و رنجهای پنهانش، حسی شاعرانه و پرسشگر داشت؛ و شاید همین مسیر من را به پزشکی، و پس از آن، به روانپزشکی رساند. در سال ۱۳۷۴ پزشک شدم و از سال ۱۳۸۷، پس از پایان تخصص روانپزشکی در دانشگاه علوم پزشکی تهران، مسیر حرفهایام را وقف درمان، فهم ریشههای رنج، و همراهی نزدیک با انسانها در پیچوخم ذهن و جهان درونیشان کردم. حدود هشت سال از زندگی من به آموزشهای خصوصی و عمیق در رواندرمانی، رواندرمانگری پویشی، روانکاوی، و مشاوره گذشت؛ دورههایی که در آن زمان هنوز در قالب فوقتخصص رسمی وجود نداشتند، اما برای من ضرورتی بود برای فهم دقیقتر ذهن و تجربهی انسانی. در طی این سالها، با باور عمیق به اینکه هر انسان داستانی نانوشته و دلی زخمی اما امیدوار دارد، کارم را ادامه دادم. حوزههای مورد علاقهام شامل رواندرمانی پویشی، روانکاوی، سکستراپی، مشاورهی فردی و زوجدرمانی است. همواره تلاش کردهام درمان را نه فقط یک روند تخصصی، بلکه نوعی سفر مشترک ببینم: سفری به سوی خودآگاهی، رهایی از الگوهای ناخودآگاه و بازگشت به زندگیای که با آنچه میخواهیم همخوانتر باشد. اکنون سالهاست که همچنان با اشتیاق در کنار مراجعانم میایستم؛ با این باور که هیچ انسانی دیر نرسیده، و هیچ دردی بیپاسخ نمیماند، اگر با مهربانی، علم و درک عمیق به سراغش برویم.